السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
539
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ديگر مسائل بر كسى پوشيده نيست و بعضى موارد آن به تفصيل در كتاب « تشييد المطاعن » آمده است كه با مراجعهى به آن ، جهل ابوبكر نسبت به بسيارى از احكام و معارف يقينى و آيههاى قرآنى و مسائل شريعت آشكار مىشود . . . تا آنجا كه در جاهايى به جهل خود اعتراف كرده و در حوادث پيش آمده به ديگرى مراجعه كرده و از او استفتا نموده است . . . و اين دلالت دارد بر اينكه « خداوند چيزى در سينهام نريخت جز اين كه آن را در سينهى ابوبكر ريختم » دروغى است كه به رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم نسبت داده شده است . 3 - نظر ابنجوزى ابنجوزى پس از بيان تعدادى از اخبار ساختگى در شأن ابوبكر گويد : « نويسنده گويد : حديثهاى بسيارى را كه در فضيلت ابوبكر روايت مىكنند رها كردم ، بعضى از آنها صحيح المعنى هستند ولى نقلشان ثابت نمىشود و بعضى ارزشى ندارد و همواره از مردم عامى مىشنوم كه از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكنند كه فرمود : خداوند چيزى در سينهام نريخت جز اين كه آن را در سينهى ابوبكر ريختم و هر گاه مشتاق بهشت مىشوم ، ريش ابوبكر را مىبوسم و من و ابوبكر مانند دو اسب مسابقه بوديم ، از او پيشى گرفتم پس او به دنبالم آمد و اگر از من پيشى مىگرفت در چيزهايى از او پيروى مىكردم كه اثرى از اينها در ( روايتهاى ) صحيح و نه در ساختگى نيافتيم و سودى در اطاله چنين مطالبى نيست . » « 1 » و در اين سخن نكتههايى است : نخست : اين حديث پندارى ، به درجهاى از بطلان رسيده است كه ابنجوزى حتّى به ذكر كردن و مورد نكوهش قرار دادنش نپرداخته است ؛ بلكه آن را در حديثهايى آورده است كه سستى و بطلان آنها واضح و آشكار است . . . دوم : اين سخن ، دروغپردازى پى در پى مردم عامى است كه دانشمندان
--> ( 1 ) . الموضوعات 1 / 319 .